سهم تختی از ورزش ما فقط یک روز نیست


به گزارش ایرنا، پیشتر نیز نام تختی زینت بخش بسیاری از اماکن ورزشی سراسر کشور، خیابانها و میادین بود اما آیا این نام گذاری های صرف، کمکی به شناخت درست مردم ایران و سایر نقاط دنیا از آن اسطوره فقید داشته است؟
تختی را همه می شناسند. از پیران سپید موی گرفته تا جوانان بعد از مرگ او متولد شده. حتی کودکان دبستانی و نوجوانان تازه در مسیر رشد قرار گرفته با نام و دلیل شهرت او آشنا هستند اما از هر کس بپرسی تختی که بود، بیشترین پاسخ چیزی شبیه این تعاریف کلیشه ای نصیبت نخواهد شد.
تختی قهرمان بزرگی بود که به خاطر دلاوری ها و اخلاق و مرامش عنوان جهان پهلوان را یدک می کشید، براستی تختی صرفا در همین یکی دو سطر خلاصه می شود؟ یقینا نه، ولی چگونه است که این مرد بزرگ در عین حال که مشهور ترین چهره تاریخ ورزش ایران به شمار می رود ناشناخته ترینش هم هست؛ تا جایی که می توان ادعا کرد حتی فرزند و نزدیک ترین دوستان و بستگان او هم از درک حقیقت تختی عاجز مانده اند. حقیقتی که می توانست در پرورش تختی های بعدی نقش اساسی ایفا کند اما وقتی جنبه های رمانتیک و داستان سرایی بر واقع نگاری ارجحیت یافت تختی تبدیل به افسانه ای دست نیافتنی و اساطیری شد که مختص ماندن در اوراق و کتب تاریخی بود و بس.
در مجهول ماندن شخصیت تختی همین بس که هنوز هیچ کس نتوانسته است اثری شاخص، جامع و مدون در قالب کتاب و فیلم سینمایی در موردش تهیه و منتشر کند. البته کمیت آثار مربوط به تختی چشمگیر و فراوان بوده اما فقدان کیفیت در اکثر قریب به اتفاق این آثار مشهود است.
شاید لازم باشد او را از روی طاقچه اتاق پایین آورده و دستی بر قاب عکس غبار گرفته اش بکشیم و به جای بازی با القاب و عناوین به بررسی ابعاد مختلف زندگی اش بپردازیم. شخصیت او را به ‌درستی کالبد شکافی کرده و معرفی جامع و دقیقی از 37 سال زندگی پر فراز و نشیبش بدست آوریم. شاید اینگونه بهتر بتوان به پاسخ این سوال که «چرا هیچگاه تختی تکرار نشد؟» رسید. چرا نیم قرن بعد از مرگ جهان پهلوان هیچ قهرمان و پهلوانی نتوانسته در مسیر او گام بردارد و نامش را در دل مردم جاودانه کند؟ مگر نه اینکه ورزشکاران ما از او به عنوان الگوی خود یاد کرده اند؟ چگونه است که از این همه رهرو هیچ کس به نزدیکی جایگاه بی‌بدیل او هم نرسیده است؟ پاسخ در همین ناشناخته بودن نهفته است. او را به موزه ها برده ایم و از آموزه های شگرفش غافل مانده ایم. تختی را باید به دبیرستانها و دانشکده های تربیت بدنی برده و توسط آنها که فرهنگسازی جامعه و ورزش را عهده دار هستند، تدریس کنیم.
بدون شک تحقق خواسته هایی از این دست در جامعه ای که ظواهر را در اولویت افکار خود دارند به سادگی میسر نخواهد بود اما نگاهی به وضعیت فرهنگی اجتماع و بخصوص ورزشکاران و محافل ورزشی که متاسفانه دچار انحطاط و انحراف نیز شده است ایجاب می کند تا از ابعاد شخصیتی چهره با اخلاق و برجسته ای همچون غلامرضا تختی برای فرهنگسازی کمک بگیریم. حضور رسول خادم در راس کشتی ایران که نزدیک به 20 سال پیش فعالیت فرهنگی خود را با برگزاری همایش هایی پیرامون جهان پهلوان تختی آغاز کرده است این امید و امیدواری را بوجود می آورد که در کنار تلاش برای ثبت روزها و القاب، تصویری واقعی از یک قهرمان ملی بزرگ و محبوب ترسیم و تعریف شده تا هر مشتاق به نوشتنی بتواند درخصوص زندگی و مرگ جهان پهلوان کتابها بنویسد.
ورزشی**9144**1597

انتهای پیام /*

منبع: ایرنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *