رنگ باختن اندیشه و درنگ از جامعه – زینب کارگر *



به قلم‌ها و زبان‌هایی که به سرعت به چرخش درآمدند و دوربین‌هایی که برای القای آرامش خیالی نوشیدن یک فنجان چای، شتابان از راه رسیدند تا این نمایش میلیون‌ها بار دست به دست شود با تعبیر و تفسیرهای افزون.
به روزنامه‌هایی که تیترهایشان بوی خون و تسویه حساب می‌دهد و ماهی گندیده از آب گِل‌آلود، بی‌التفات به آنکه این صیدِ مسموم، خودی و غیرخودی و آشنا و غریبه نمی‌شناسند.
در جایگاه یک روزنامه‌نگار فارغ از هرگونه خط و ربط سیاسی، دلگیرم از آن دسته از اهالی قلم که قلم را نیشتر کردند بر زخم ناسور اختلافات سیاسی، پرده‌دری حریم خصوصی و خانوادگی و افکندن آتش هیجان به جان جامعه به جای ترویج تاب‌آوری، اندیشیدن، صبر، همدردی و هم‌ذات‌پنداری.
شاید ارزش‌های خبری را به درستی نیاموخته‌ایم که «شهرت» نباید بهانه‌ای باشد برای هتک حیثیت افراد، و من متحیرم که این حجم از ناآگاهی و بی‌رحمی و این ذوق‌زدگی رسانه‌ای از کجا سرچشمه گرفته است؛ از ضعف آموزه‌های دانشگاهی، تربیتی، اخلاقی، مذهبی و حرفه‌ای آیا؟
سومین شب قدر را پشت سر گذاشته‌ایم و وارد سومین دهه ماه ضیافت الله شده‌ایم که بگوییم و بنویسیم آیا این مجرمِ معترف به قتل، در اداره آگاهی روزه‌دار بود یا خیر؟ عزیزان، اندکی تأمل باید و نگاهی به پشت سر که گاه، این ره به ترکستان است با این قبله‌نمای خراب اندر خراب.
قدم و قلم زدن در مسیر انصاف، شاید آن‌قدر سخت نباشد وقتی این هشدار را به خاطر بیاوریم «اگر انسانی، انسانی را به خاطر گناهی سرزنش کند، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود» (امام صادق علیه‌السلام)
و باور به اینکه هیچ خطر و خطایی از هیچ یک از ما دور نیست.
محمدعلی نجفی به کرده خود اعتراف کرد، او را به دادگاه و قضا بسپاریم و جامعه را به سوی اندیشه و درنگ رهنمون، تا دیگر بار تکثیر شود «شهر خطابخشِ جرم‌پوش» در پهنه این سرزمین.
* سردبیر گروه علم و فناوری ایرنا

منبع: ایرنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *